کد خبر:83111 تاریخ انتشار : 1396/6/13-15:39:56
به قلم علی اصغر مرتضایی راد؛
آخوند چریک سنگ قلابی...
لینک کوتاه http://yazd.bso.ir/id/83111
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی از یزد، علی اصغر مرتضایی راد از فعالان دانشجویی استان در یادداشتی به مناسبت سالگشت شهادت شیخ علی اوسطی نوشت:

روستا زاده بود؛ همیشه با جیب های پر از سنگ و با صورت بسته در راهپیمایی ها حاضر میشد. انگار با سنگ ها رفاقت داشت که البته این رفاقت به دوره جوانیش باز می گشت، زمانی که برای تأمین معاش در معادن سنگ و آهک تهران کارگری می کرد.

به او شیخ" سنگ قلابی" میگفتند چون همیشه در برابر گارد سلطنتی شاهنشاهی با  یک سنگ و قلاب حاضر میشد.
همیشه در خط اول مبارزه همراه بقیه مبارزان بود، سنگ‌هایی که پرتاب می‌کرد به خطا نمی‌رفت، وقتی نیروهای طاغوت رودرروی مردم می‌ایستادند سنگ و قلاب را برمی‌داشت به بچه‌ها می‌گفت پنجمی را می‌بینی سرش؛وقتی همه به  فرد موردنظر نگاه می‌کردند سنگ را به سر او می‌زد، می‌گفت حالا سومی زانو؛ همه به سومین نیروی گارد نگاه می‌کردند و سنگ به زانویش اصابت میکرد؛ این‌گونه نظم نیروهای شاه به هم می‌ریخت و درنهایت تظاهرات کننده گان فرصت می کردند شعارهای خود را فریاد بزنند و بعد هم پراکنده شوند.

کار به جایی رسیده بود که شیخ و فلاخنش شده بودند پایه ثابت متن نامه های ساواک. 

مردم برای نماز عید فطر گردهم‌ آمده بودند؛ سر خیابان چهارمردان شلوغ بود، انگار درگیری شده بود. در آن شلوغی شیخ سنگ قلابی امان کماندوهای گارد را بریده بود، گاردی ها هم شیخ را تحت نظر گرفتند و سرانجام او را در مقابل منزل آیت الله گلپایگانی به گلوله بستند.

خبر شهادت شیخ علی در شهر پیچید، مأموران ساواک از ترس تبدیل تشییع جنازه وی به قیامی مردمی بر ضد رژیم پیکرش را ربودند. اما پس از چند روز تحصن و پیگیری مردم، رژیم مجبور شد پیکر شیخ را تحویل دهد. آیت الله مرعشی نجفی به محض اطلاع، در تشییع شیخ حاضر شد و پس از طواف پیکرش در حرم حضرت معصومه سخنرانی کوبنده و افشاگرانه ای برضد سردمداران پهلوی ایراد کرد و در پایان سخنرانی گفت: بدانید علمدار دسته از بین ما رفت.
نظرات
نام:
ایمیل:
* کد امنیتی:
* نظر: